<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	version="2.0">
<channel>
	<title>وبلاگ میراکلس</title>
	<link>https://merinet2392.blogix.ir</link>
	<atom:link href="https://merinet2392.blogix.ir/rss.xml" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<description>به وب میراکلس خوش اومدید ❤️
تو این وب کلی فعالیت های قشنگ و میراکلسی میکنیم 😍
              امیدواریم خوشتون بیاد 💖</description>
	<language>fa</language>
	<ttl>60</ttl>
	<generator>https://blogix.ir</generator>
	<lastBuildDate>Sun, 15 Mar 2026 10:33:18 +0330</lastBuildDate>
	<item>
		<title>خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/52</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/52</guid>
		<pubDate>Sat, 04 Jan 2025 11:01:40 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[میلی گفت مرسی که منو اینجا دعوت کردی و بهم غذا دادی ولی من باید برم دنبال خواهرم
کاترینا گفت وایسا
همینجا بمون فردا باهم میریم دنبالش
میلی گفت نه من مزاحمتونم
کاترین گف نه نیستی تو تا وقتی خواهرتو پیدا نکردی باید همینجا بمونی]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>میلی گفت مرسی که منو اینجا دعوت کردی و بهم غذا دادی ولی من باید برم دنبال خواهرم</p><p>کاترینا گفت وایسا</p><p>همینجا بمون فردا باهم میریم دنبالش</p><p>میلی گفت نه من مزاحمتونم</p><p>کاترین گف نه نیستی تو تا وقتی خواهرتو پیدا نکردی باید همینجا بمونی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/52/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/51</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/51</guid>
		<pubDate>Thu, 02 Jan 2025 22:45:27 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مامانش گفت البته
میلی از پاستا خورد
کاترینا پرسید خوشت اومد؟
میلی گفت خیلی خوشمزس
کاترینا گفت مامان من توی درست کردن این غذا استاده
میلی خندید]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مامانش گفت البته</p><p>میلی از پاستا خورد</p><p>کاترینا پرسید خوشت اومد؟</p><p>میلی گفت خیلی خوشمزس</p><p>کاترینا گفت مامان من توی درست کردن این غذا استاده</p><p>میلی خندید</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/51/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/50</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/50</guid>
		<pubDate>Tue, 10 Sep 2024 20:02:38 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[کاترینا از میلی پرسید حتما بعد این اتفاقات خیلی گشنه و خسته ای
میلی گفت بله
کاترینا گفت مامان غذا چیه
مامانش گفت پاستا داریم
کاترینا پرسید پاستا دوست داری؟ مامانم خودش پخته
میلی گفت بله دوست دارم 
کاتریناگفت مامان یه بشقاب غذا میاری ؟]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاترینا از میلی پرسید حتما بعد این اتفاقات خیلی گشنه و خسته ای</p><p>میلی گفت بله</p><p>کاترینا گفت مامان غذا چیه</p><p>مامانش گفت پاستا داریم</p><p>کاترینا پرسید پاستا دوست داری؟ مامانم خودش پخته</p><p>میلی گفت بله دوست دارم </p><p>کاتریناگفت مامان یه بشقاب غذا میاری ؟</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/50/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/49</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/49</guid>
		<pubDate>Tue, 06 Aug 2024 14:24:34 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مامان کاترینا اومد و گفت سلام کاترینا 
کاترینا هم گفت سلام مامان این دوست جدیدمه اسمش میلیه و۱۲ سالشه
مامان کاترینا گفت سلام میلی از آشنایی با تو خوشبختم من مامان کاترینا هستم من رو خاله آنی صدا کن
میلی گفت سلام خاله آنی من هم میلی هستم و از آشنایی با شما خوشحالم]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مامان کاترینا اومد و گفت سلام کاترینا </p><p>کاترینا هم گفت سلام مامان این دوست جدیدمه اسمش میلیه و۱۲ سالشه</p><p>مامان کاترینا گفت سلام میلی از آشنایی با تو خوشبختم من مامان کاترینا هستم من رو خاله آنی صدا کن</p><p>میلی گفت سلام خاله آنی من هم میلی هستم و از آشنایی با شما خوشحالم</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/49/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/48</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/48</guid>
		<pubDate>Tue, 06 Aug 2024 14:10:57 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[کاترینا و میلی توی خونه رفتند
همونطور که از قیافه خونه معلوم بود آنجا خانه ای باصفا بود 
همان لحظه کاترینا صدا زد مامان مامان 
و جوابی شنید بله کاترینا؟
مامان بیا با دوست جدیدم آشنا شو]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاترینا و میلی توی خونه رفتند</p><p>همونطور که از قیافه خونه معلوم بود آنجا خانه ای باصفا بود </p><p>همان لحظه کاترینا صدا زد مامان مامان </p><p>و جوابی شنید بله کاترینا؟</p><p>مامان بیا با دوست جدیدم آشنا شو</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/48/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/47</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/47</guid>
		<pubDate>Tue, 06 Aug 2024 14:06:16 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[درهمین حال میلی با کاترینا و سارا داشت به طرف خانه کاترینا می رفت
بلاخره به خانه رسیدند آنها خانه ای بزرگ و قشنگ که از قیافه اش هم معلوم بود پر از خاطر  است داشتند
میلی گفت وای چقدر خوشگله
کاترینا گفت ممنون سارا برو دوچرخه ات رو بزار جای همیشگی اش و بیا توی خونه باشه؟
 ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درهمین حال میلی با کاترینا و سارا داشت به طرف خانه کاترینا می رفت</p><p>بلاخره به خانه رسیدند آنها خانه ای بزرگ و قشنگ که از قیافه اش هم معلوم بود پر از خاطر  است داشتند</p><p>میلی گفت وای چقدر خوشگله</p><p>کاترینا گفت ممنون سارا برو دوچرخه ات رو بزار جای همیشگی اش و بیا توی خونه باشه؟</p><p> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/47/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/46</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/46</guid>
		<pubDate>Mon, 05 Aug 2024 13:07:42 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[امیلیا اولش یه کم شک کرد ولی گفت حتما خیلی خوشگل میشه
مادر گیو لبخند زد گفت وایسا تا برم کازانشی رو بیارم
مادر گیو که رفت امیلیا پرسید چرا مادرت انقدر با من مهربونه؟
گیو گفت اون همیشه همینجوری با همه مهربونه حتی با کسی که نشناسدش
مثلا یه بار یه دختر کوچولو بهش خورد و میوه ها از دست مادرم افتاد وسط م...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>امیلیا اولش یه کم شک کرد ولی گفت حتما خیلی خوشگل میشه</p><p>مادر گیو لبخند زد گفت وایسا تا برم کازانشی رو بیارم</p><p>مادر گیو که رفت امیلیا پرسید چرا مادرت انقدر با من مهربونه؟</p><p>گیو گفت اون همیشه همینجوری با همه مهربونه حتی با کسی که نشناسدش</p><p>مثلا یه بار یه دختر کوچولو بهش خورد و میوه ها از دست مادرم افتاد وسط مترو...</p><p> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/46/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/45</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/45</guid>
		<pubDate>Mon, 05 Aug 2024 12:53:25 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[گیو گفت باشه و زنگ زد به خواهرش
چشم مامان گیو به موهای خوشگل امیلیا خورد بلند و قهوه ای روشن بودند
مامان گیو ازش پرسید امیلیا دوست داری موهات رو با یه کازانشی خوشگل ببندم؟]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گیو گفت باشه و زنگ زد به خواهرش</p><p>چشم مامان گیو به موهای خوشگل امیلیا خورد بلند و قهوه ای روشن بودند</p><p>مامان گیو ازش پرسید امیلیا دوست داری موهات رو با یه کازانشی خوشگل ببندم؟</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/45/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/44</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/44</guid>
		<pubDate>Sun, 04 Aug 2024 14:02:17 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مادر گیو گفت خواهرت چندسالته؟
امیلیا گفت ۷ سال دوماه دیگه یعنی  ماه مارچ تولدشه میشه ۸ سالش
مادر گیو گفت آهان راستش گیو یه خواهر کوچک تر ۱۴ ساله داره الان بیرونه گیو به خواهرت زنگ بزن ببین کجاست بعد هم بگو هویج و کاهو و کلم و... بگیره میخوام سوشی درست کنم]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مادر گیو گفت خواهرت چندسالته؟</p><p>امیلیا گفت ۷ سال دوماه دیگه یعنی  ماه مارچ تولدشه میشه ۸ سالش</p><p>مادر گیو گفت آهان راستش گیو یه خواهر کوچک تر ۱۴ ساله داره الان بیرونه گیو به خواهرت زنگ بزن ببین کجاست بعد هم بگو هویج و کاهو و کلم و... بگیره میخوام سوشی درست کنم</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/44/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/43</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/43</guid>
		<pubDate>Wed, 31 Jul 2024 13:24:11 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مادر گیو(همون رز فقط چون کره ای بودند اسمش رو تغییر دادم) گفت خیلی بده متاسفم
امیلیا گفت اشکالی نداره بلاخره با یه حادثه دیگه ممکن بود فوت کنند
مادر گیو گفت خوب باهاش کنار میای اما خواهرت چی اونم کنار میاد؟
امیلیا گفت خوب نه زیاد ولی ممکنه اگه براش توضیح بدم متوجه بشه]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مادر گیو(همون رز فقط چون کره ای بودند اسمش رو تغییر دادم) گفت خیلی بده متاسفم</p><p>امیلیا گفت اشکالی نداره بلاخره با یه حادثه دیگه ممکن بود فوت کنند</p><p>مادر گیو گفت خوب باهاش کنار میای اما خواهرت چی اونم کنار میاد؟</p><p>امیلیا گفت خوب نه زیاد ولی ممکنه اگه براش توضیح بدم متوجه بشه</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/43/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/42</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/42</guid>
		<pubDate>Wed, 31 Jul 2024 13:11:39 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مامان رز گفت چجوری از اینجا سر دراوردی امیلیا؟
امیلیا گفت من و خواهرم توی خونه ای نزدیک دریا زندگی می‌کردیم همه خوب و خوشحال بودیم
تا اینکه سه روز پیش طوفانی خیلی بدی اومد من و خواهرم تونستیم فرار کنیم تما مادر و پدرم داشتند وسایل ضروری رو برمی‌داشتند که دریا خونه مون رو بلعید
حالا حتی خواهرم رو ام...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مامان رز گفت چجوری از اینجا سر دراوردی امیلیا؟</p><p>امیلیا گفت من و خواهرم توی خونه ای نزدیک دریا زندگی می‌کردیم همه خوب و خوشحال بودیم</p><p>تا اینکه سه روز پیش طوفانی خیلی بدی اومد من و خواهرم تونستیم فرار کنیم تما مادر و پدرم داشتند وسایل ضروری رو برمی‌داشتند که دریا خونه مون رو بلعید</p><p>حالا حتی خواهرم رو ام گم کردم نمیدونم کجاست و چیکار میکنه حتی مطمئنم هیچ کسی اون خواهر بیچاره ی من رو به خونه خودش نمیبره مطمئنم خیلی ترسیده</p><p> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/42/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/41</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/41</guid>
		<pubDate>Wed, 31 Jul 2024 13:04:07 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[مادر رز سلام کرد و گفت سلام اینجا چه خبره رز ایشون دوست جدیدته؟
رز گفت بله مامان اسمش امیلیاعه امیلیا مادرم مامان امیلیا
امیلیا و مامان رز گفت خوشبختم
مامان رز گفت سلام املیا لطفا من رو خاله ایپ صدا کن
امیلیا گفت سلام خاله ایپ اسم من هم امیلیا هست و دورگه کره، آمریکا هستم شما کره ای هستید؟
خاله ایپ...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مادر رز سلام کرد و گفت سلام اینجا چه خبره رز ایشون دوست جدیدته؟</p><p>رز گفت بله مامان اسمش امیلیاعه امیلیا مادرم مامان امیلیا</p><p>امیلیا و مامان رز گفت خوشبختم</p><p>مامان رز گفت سلام املیا لطفا من رو خاله ایپ صدا کن</p><p>امیلیا گفت سلام خاله ایپ اسم من هم امیلیا هست و دورگه کره، آمریکا هستم شما کره ای هستید؟</p><p>خاله ایپ گفت بله راستش گفتم شاید بخوای اسمم رو بدونی اسم واقعیم ایپرل هست میتونی منو خاله ایپرل صدا کنی چون خاله ایپ خیلی عجیبه</p><p>امیلیا گفت باشه حتما</p><p> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/41/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/40</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/40</guid>
		<pubDate>Mon, 29 Jul 2024 18:11:17 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[همون لحظه مادر رز رسید
جوان به نظر میرسید، خیلی جوان. البته همه ی کره ای ها همینطورند از سنشون جوان ترند.
مامانش رو با کازانشی خوشگلی شبیه گل گیلاس بسته بود و لباس بانوان دربار رو پوشیده بود
 ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>همون لحظه مادر رز رسید</p><p>جوان به نظر میرسید، خیلی جوان. البته همه ی کره ای ها همینطورند از سنشون جوان ترند.</p><p>مامانش رو با کازانشی خوشگلی شبیه گل گیلاس بسته بود و لباس بانوان دربار رو پوشیده بود</p><p> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/40/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>📚 داستان و رمان 📚</category>
	</item>
	<item>
		<title>خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/39</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/39</guid>
		<pubDate>Mon, 29 Jul 2024 18:08:15 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[امیلیا پرسید شما از کره اومدین
رز گفت آره از کجا فهمیدی
امیلیا گفت از لحجه ات و از خونتون و سوپ خمیر چون من مامانبزرگم کره ای بود و همیشه سوپ خمیر می‌پخت. خیلی خوشمزه بود. آهان راستی بابت غذا ممنون.
رز گفت خواهش میکنم]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>امیلیا پرسید شما از کره اومدین</p><p>رز گفت آره از کجا فهمیدی</p><p>امیلیا گفت از لحجه ات و از خونتون و سوپ خمیر چون من مامانبزرگم کره ای بود و همیشه سوپ خمیر می‌پخت. خیلی خوشمزه بود. آهان راستی بابت غذا ممنون.</p><p>رز گفت خواهش میکنم</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/39/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/38</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/38</guid>
		<pubDate>Mon, 29 Jul 2024 13:32:30 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[امیلیا قبول کرد و دنبال رز رفت
امیلیا گفت خونتون همینجاست؟
رز گفت نه یه کمی باید از اینجا یه چندتا کوچه بریم بالاتر
بلاخره به خونه رز رسیدند خونه ای مثل قصر های قدیم کره بود
از نظر امیلیا قشنگ ترین خونه ای بود که تاحالا دیده بود
رز گفت بیا تو دم در کفش هات رو هم درآر
رز پرسید گشنته؟ سوپ خمیر کره ای...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>امیلیا قبول کرد و دنبال رز رفت</p><p>امیلیا گفت خونتون همینجاست؟</p><p>رز گفت نه یه کمی باید از اینجا یه چندتا کوچه بریم بالاتر</p><p>بلاخره به خونه رز رسیدند خونه ای مثل قصر های قدیم کره بود</p><p>از نظر امیلیا قشنگ ترین خونه ای بود که تاحالا دیده بود</p><p>رز گفت بیا تو دم در کفش هات رو هم درآر</p><p>رز پرسید گشنته؟ سوپ خمیر کره ای داریم اگه میخوای یکم بخور ببین خوشت میاد یا نه</p><p>امیلیا قبول کرد کمی خورد خیلی خوشش اومده بود</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/38/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/37</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/37</guid>
		<pubDate>Sun, 28 Jul 2024 23:37:09 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[درهمین حال امیلیا گیر زنبور ها افتاده بود
زنبور ها به امیلیا حمله کرده بودند و امیلیا جیغ می‌کشید تا اینکه همه ی زنبور ها رفتند امیلیا گفت ینی چی چیشد
دختری رو که لباس محافظ پوشیده بود رو دید گفت سلام من امیلیا هستم ۱۶ سالمه دنبال یه راه فرار از اینجا میگردم شما میدونید چجوری باید برم بیرون؟
دختر گف...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درهمین حال امیلیا گیر زنبور ها افتاده بود</p><p>زنبور ها به امیلیا حمله کرده بودند و امیلیا جیغ می‌کشید تا اینکه همه ی زنبور ها رفتند امیلیا گفت ینی چی چیشد</p><p>دختری رو که لباس محافظ پوشیده بود رو دید گفت سلام من امیلیا هستم ۱۶ سالمه دنبال یه راه فرار از اینجا میگردم شما میدونید چجوری باید برم بیرون؟</p><p>دختر گفت سلام من رز هستم ۱۸ سالمه و بله میدونم فعلا بیا بریم توی خونمون</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/37/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/36</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/36</guid>
		<pubDate>Sun, 28 Jul 2024 23:32:51 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[کاترینا گفت:مامان خواهر مامان واقعیمه و سارا خواهر کوچیکترمه
 میلی گفت آهان که اینطور 
سارا گفت کاترینا این کیه
کاترینا گفت سارا ادب داشته باش ایشون میلی هستن دوست جدید من
سارا گفت آهان من هم سارا هستم خواهر کوچولو ی  کاترینا و ۸ سالمه
میلی گفت خوشبختم سارا منم میلی هستم ۱۱ سالمه]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاترینا گفت:مامان خواهر مامان واقعیمه و سارا خواهر کوچیکترمه</p><p> میلی گفت آهان که اینطور </p><p>سارا گفت کاترینا این کیه</p><p>کاترینا گفت سارا ادب داشته باش ایشون میلی هستن دوست جدید من</p><p>سارا گفت آهان من هم سارا هستم خواهر کوچولو ی  کاترینا و ۸ سالمه</p><p>میلی گفت خوشبختم سارا منم میلی هستم ۱۱ سالمه</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/36/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/35</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/35</guid>
		<pubDate>Sun, 28 Jul 2024 14:01:42 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[آنها سکوت کردند وفقط راه رفتند
تا اینکه دختر کوچولویی با دوچرخه از کوچه اومد بیرون و هردوی آونا ترسیدند 
کاترینا گفت سارا اینجا چی میخوای مگه بهت نگفتم از کوچه خودمون بیرون نیا؟ /: 
دختر کوچولو یا همون سارا گفت چرا 
کاترینا گفت پس چرا اینجایی
دختر کوچولو گفت ببخشید آخه حوصلم سر رفته بود مامانی گفت ب...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آنها سکوت کردند وفقط راه رفتند</p><p>تا اینکه دختر کوچولویی با دوچرخه از کوچه اومد بیرون و هردوی آونا ترسیدند </p><p>کاترینا گفت سارا اینجا چی میخوای مگه بهت نگفتم از کوچه خودمون بیرون نیا؟ /: </p><p>دختر کوچولو یا همون سارا گفت چرا </p><p>کاترینا گفت پس چرا اینجایی</p><p>دختر کوچولو گفت ببخشید آخه حوصلم سر رفته بود مامانی گفت بیام با دوچرخه بازی کنم </p><p>کاترینا گفت خب باشه بیا باهم بریم خونه</p><p>میلی گفت سارا کیه؟ و مامانی کیه ؟ مگه نگفتی والدینت فوت کردند؟</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/35/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>رمان خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/34</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/34</guid>
		<pubDate>Sun, 28 Jul 2024 13:42:43 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[کاترینا گفت: ما لب دریا توی یه خونه ساحلی واقعی زندگی می‌کردیم همه چیز خوب بود من و مادر و خواهر کوچیکترم و پدرم کنار هم زندگی عالی داشتیم تا اینکه یه روز طوفان  و سیل شدیدی اومد مادر و پدرم من و خواهرم رو بیرون فرستاند تا بریم و فرار کنیم اونها داشتند وسایل ضروری رو بیرون می‌آوردند اما یکهو آب به ط...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاترینا گفت: ما لب دریا توی یه خونه ساحلی واقعی زندگی می‌کردیم همه چیز خوب بود من و مادر و خواهر کوچیکترم و پدرم کنار هم زندگی عالی داشتیم تا اینکه یه روز طوفان  و سیل شدیدی اومد مادر و پدرم من و خواهرم رو بیرون فرستاند تا بریم و فرار کنیم اونها داشتند وسایل ضروری رو بیرون می‌آوردند اما یکهو آب به طرف خونه ما رفت و خونه مون زیر  آب غرق شد...</p><p>میلی گفت وای نه واقعا متاسفم...</p><p>و هردو سکوتی تلخ کردند...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/34/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>رمان خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/33</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/33</guid>
		<pubDate>Sun, 28 Jul 2024 13:33:20 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[کاترینا گفت وای خیلی متاسفم 
میلی گفت تقصیر تو نیست تو چرا متاسفی... درواقع تقصیر هیچ کس نیست
کاترینا گفت منم پدر و مادرم رو توی شیش سالگی از دست دادم
میلی بهش نگاه کرد و گفت جدی؟
کاترینا سرش رو تکون داد
میلی گفت خب چرا؟
کاترینا شروع کرد به تعریف: ...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاترینا گفت وای خیلی متاسفم </p><p>میلی گفت تقصیر تو نیست تو چرا متاسفی... درواقع تقصیر هیچ کس نیست</p><p>کاترینا گفت منم پدر و مادرم رو توی شیش سالگی از دست دادم</p><p>میلی بهش نگاه کرد و گفت جدی؟</p><p>کاترینا سرش رو تکون داد</p><p>میلی گفت خب چرا؟</p><p>کاترینا شروع کرد به تعریف: ...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/33/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>رمان خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/32</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/32</guid>
		<pubDate>Sun, 28 Jul 2024 13:26:14 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[اون کوچه پر از خونه ها و درخت های گیلاسی که تازه شکوفه های صورتی و سفید خوشگل بود.
کاترینا گفت راستی میلی نگفتی چندسالته و چجوری از اینجا سر دراوردی
میلی گفت من یازده سالمه و توی یه خونه ی قشنگ توی خیابون و کوچه کراران زندگی می‌کردیم 
میلی چندلحظه سکوت کرد
کاترینا غم رو توی چهره ی میلی دید          ...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اون کوچه پر از خونه ها و درخت های گیلاسی که تازه شکوفه های صورتی و سفید خوشگل بود.</p><p>کاترینا گفت راستی میلی نگفتی چندسالته و چجوری از اینجا سر دراوردی</p><p>میلی گفت من یازده سالمه و توی یه خونه ی قشنگ توی خیابون و کوچه کراران زندگی می‌کردیم </p><p>میلی چندلحظه سکوت کرد</p><p>کاترینا غم رو توی چهره ی میلی دید           کاترینا گفت اگه ناراحتت میکنه مجبور نیستی تعریف کنی</p><p>میلی گفت نه نه و دوباره شروع کرد به تعریف کردن: تا اینکه روز ۱۱ ژانویه یعنی دو روز پیش زلزله ای وحشتناک اومد. من و خواهرم تونستیم بیرون بیایم اما مادر و پدرم... و اشک توی چشم هاش حلقه زد...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/32/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>رمان خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/31</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/31</guid>
		<pubDate>Sun, 07 Jul 2024 22:24:14 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[اون شخص یک دختر بود که می‌خورد از میلی دوسال بزرگتر باشه
میلی پرسید:شما کی هستید؟
دختر گفت:من کاترینا هستم و ۱۳ سالمه از آشنایی باهات خوشبختم
میلی گفت :من هم همینطور من هم میلی هستم        کاترینا تو میدونی اینجا کجاست؟
کاترینا گفت: معلومه اینجا محله بهار هست جایی که من و دوستام زندگی می‌کنیم اینجا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اون شخص یک دختر بود که می‌خورد از میلی دوسال بزرگتر باشه</p><p>میلی پرسید:شما کی هستید؟</p><p>دختر گفت:من کاترینا هستم و ۱۳ سالمه از آشنایی باهات خوشبختم</p><p>میلی گفت :من هم همینطور من هم میلی هستم        کاترینا تو میدونی اینجا کجاست؟</p><p>کاترینا گفت: معلومه اینجا محله بهار هست جایی که من و دوستام زندگی می‌کنیم اینجا خیلی با صفا و قشنگه</p><p>با من بیا میلی</p><p>میلی با کاترینا رفت تا اینکه به کوچه ای زیبا رسید...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/31/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>رمان خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/30</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/30</guid>
		<pubDate>Sun, 07 Jul 2024 22:19:27 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[امیلیا یه راهی پیدا کرد اما مشکل این بود که راه خروجی پر از زنبور بود
میلی توی یه کوچه ترسناک بود
میلی می‌ترسید از جاش تکون بخوره اون کوچه خیلی ترسناک بود
تصمیم گرفت بلند شه 
بلند شد ولی یک صدا او را از جا پروند
میلی گفت سلام؟ کسی اینجاست؟
کسی پشت سر او بود...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>امیلیا یه راهی پیدا کرد اما مشکل این بود که راه خروجی پر از زنبور بود</p><p>میلی توی یه کوچه ترسناک بود</p><p>میلی می‌ترسید از جاش تکون بخوره اون کوچه خیلی ترسناک بود</p><p>تصمیم گرفت بلند شه </p><p>بلند شد ولی یک صدا او را از جا پروند</p><p>میلی گفت سلام؟ کسی اینجاست؟</p><p>کسی پشت سر او بود...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/30/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>رمان خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/29</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/29</guid>
		<pubDate>Sun, 07 Jul 2024 22:15:09 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[تا اینکه آنها به هوش آمدند 
تازه یادشون اومده بود که چه اتفاقی افتاده بود و خیلی گریه کردند
ولی بعد از گریه کردن فهمیدند که آن دو از هم جدا شدند
میلی خیلی ترسیده بود اما امیلیا دنبال یک جایی می‌گشت که راه بیوفته و دنبال خواهرش بره
میلی دوباره داشت گریه میکرد...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تا اینکه آنها به هوش آمدند </p><p>تازه یادشون اومده بود که چه اتفاقی افتاده بود و خیلی گریه کردند</p><p>ولی بعد از گریه کردن فهمیدند که آن دو از هم جدا شدند</p><p>میلی خیلی ترسیده بود اما امیلیا دنبال یک جایی می‌گشت که راه بیوفته و دنبال خواهرش بره</p><p>میلی دوباره داشت گریه میکرد...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/29/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>رمان خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/28</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/28</guid>
		<pubDate>Sun, 07 Jul 2024 16:52:45 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[بعد از اون زلزله وحشتناک دو خواهر گمشدند 
میلی دختری یازده ساله با موهای طلایی و بور با چشمانی رنگ آسمان بود
و امیلیا دختری شانزده ساله با موهای قهوه ای و چشمانی قهوه ای بود
امیلیا در صحرا افتاد و گم شد و میلی در شهر در کوچه ای ناکجا آباد افتاد
هردو ترسیده بودند تا اینکه...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از اون زلزله وحشتناک دو خواهر گمشدند </p><p>میلی دختری یازده ساله با موهای طلایی و بور با چشمانی رنگ آسمان بود</p><p>و امیلیا دختری شانزده ساله با موهای قهوه ای و چشمانی قهوه ای بود</p><p>امیلیا در صحرا افتاد و گم شد و میلی در شهر در کوچه ای ناکجا آباد افتاد</p><p>هردو ترسیده بودند تا اینکه...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/28/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>آدرس وبلاگ من</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/27</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/27</guid>
		<pubDate>Sun, 07 Jul 2024 16:45:10 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[های کیوتام
من یه وبلاگ ساختم برای کیپاپ لاور ها است کلا کره لاور ها
اگه دوست داشتین خوشحال میشم ببینمتون توی وبلاگم
راستی نویسنده هم نیاز دارم
https://kpoplovers.blogix.ir/
اینم آدرس وبلاگم
خوشحال میشم این تو ببینمت ن
بای
 ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>های کیوتام</p><p>من یه وبلاگ ساختم برای کیپاپ لاور ها است کلا کره لاور ها</p><p>اگه دوست داشتین خوشحال میشم ببینمتون توی وبلاگم</p><p>راستی نویسنده هم نیاز دارم</p><p>https://kpoplovers.blogix.ir/</p><p>اینم آدرس وبلاگم</p><p>خوشحال میشم این تو ببینمت ن</p><p>بای</p><p> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/27/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>معرفی رمان خواهران گمشده</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/26</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/26</guid>
		<pubDate>Sun, 07 Jul 2024 16:00:57 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام دوستان اومدم با رمانم
اسم رمان: خواهران گمشده
شخصیت ها: میلی، امیلیا خواهر میلی ، رز، کاترینا دوست های میلی
داستان درمورد دو خواهر هست. روزی آنها توی خونه نشسته بودند و با خانواده کتاب میخواندند، ناگهان زمین لرزه شدیدی آمد و میلی و امیلیا از خانه بیرون دویدند اما مادر و پدر نتوانستند بیرون بیای...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوستان اومدم با رمانم</p><p>اسم رمان: خواهران گمشده</p><p>شخصیت ها: میلی، امیلیا خواهر میلی ، رز، کاترینا دوست های میلی</p><p>داستان درمورد دو خواهر هست. روزی آنها توی خونه نشسته بودند و با خانواده کتاب میخواندند، ناگهان زمین لرزه شدیدی آمد و میلی و امیلیا از خانه بیرون دویدند اما مادر و پدر نتوانستند بیرون بیایند...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/26/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>📚 داستان و رمان 📚</category>
	</item>
	<item>
		<title>من برگشتم</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/25</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/25</guid>
		<pubDate>Sun, 07 Jul 2024 15:51:41 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام
بعد یک سال درگیری با مدرسه من برگشتم با کلی رمان و...
رمان هامو به زودی میدم
چه رمانی بزارم درمورد چی باشه؟
نظر بدین
این پست رو تا ۱۰ تا لایک برسونید رمان میزارم
بایییی]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام</p><p>بعد یک سال درگیری با مدرسه من برگشتم با کلی رمان و...</p><p>رمان هامو به زودی میدم</p><p>چه رمانی بزارم درمورد چی باشه؟</p><p>نظر بدین</p><p>این پست رو تا ۱۰ تا لایک برسونید رمان میزارم</p><p>بایییی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/25/comment</comments>
		<dc:creator>Mia</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>خبر درباره رمان عشق بی انتها</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/24</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/24</guid>
		<pubDate>Wed, 06 Dec 2023 10:15:14 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[باهاتون حرف دارم بزنید ادامه مطلب]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://biaupload.com/do.php?imgf=org-e5901b5684012.jpg" alt="" /></p><p>باهاتون حرف دارم بزنید ادامه مطلب</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/24/comment</comments>
		<dc:creator>اسکآرلت</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://biaupload.com/do.php?imgf=org-e5901b5684012.jpg" />
		<category>خبر ❗️</category>
	</item>
	<item>
		<title>مهم!</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/23</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/23</guid>
		<pubDate>Fri, 01 Dec 2023 19:19:02 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[هستی جون لطفا برچسب مناسب رو تو پست هات بزار 
پردیس هم دستریسیتو میبندم اصلا فعالیت نمیکنی ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هستی جون لطفا برچسب مناسب رو تو پست هات بزار </p><p>پردیس هم دستریسیتو میبندم اصلا فعالیت نمیکنی </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/23/comment</comments>
		<dc:creator>Adrina♡</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>درخواستی</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/21</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/21</guid>
		<pubDate>Sun, 26 Nov 2023 21:59:15 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[من همه نوع درخواستی قبول میکنم از پست گرفته تا کاور و کاور رایگان برای همه  ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://uploadkon.ir/uploads/44b226_2320231126-215803-1286644135-1-.jpg" alt="" /></p><p>من همه نوع درخواستی قبول میکنم از پست گرفته تا کاور و کاور رایگان برای همه  </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/21/comment</comments>
		<dc:creator>اسکآرلت</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://uploadkon.ir/uploads/44b226_2320231126-215803-1286644135-1-.jpg" type="image/jpeg" />
		<enclosure url="https://uploadkon.ir/uploads/44b226_2320231126-215803-1286644135-1-.jpg" length="0" type="image/jpeg" />
	</item>
	<item>
		<title>درخواستی</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/20</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/20</guid>
		<pubDate>Sat, 25 Nov 2023 20:07:22 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[برای یسنا جون 
 
امیدوارم خوشت بیاد ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://uploadkon.ir/uploads/18f225_23IMG-20231125-200617.jpg" alt="" /></p><p>برای یسنا جون </p><p> </p><p><span style="background-color:hsl(180,75%,60%);">امیدوارم خوشت بیاد </span></p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/20/comment</comments>
		<dc:creator>اسکآرلت</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://uploadkon.ir/uploads/18f225_23IMG-20231125-200617.jpg" type="image/jpeg" />
		<enclosure url="https://uploadkon.ir/uploads/18f225_23IMG-20231125-200617.jpg" length="0" type="image/jpeg" />
		<category>درخواستی 📦🗞</category>
	</item>
	<item>
		<title>رمان عشق بی انتها پارت دوم ❤️</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/18</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/18</guid>
		<pubDate>Fri, 24 Nov 2023 12:31:08 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[بدون حرف بزن ادامه مطلب]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://biaupload.com/do.php?imgf=org-c214f11061721.jpg" alt="" /></p><p>بدون حرف بزن ادامه مطلب</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/18/comment</comments>
		<dc:creator>اسکآرلت</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://biaupload.com/do.php?imgf=org-c214f11061721.jpg" />
		<category>📚 داستان و رمان 📚</category>
		<category>عشق بی انتها❤️</category>
	</item>
	<item>
		<title>رمان عشق بی انتها ❤️</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/17</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/17</guid>
		<pubDate>Thu, 23 Nov 2023 13:30:53 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[بزنید ادامه مطلب دم در بده 😁😁]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://biaupload.com/do.php?imgf=org-c214f11061721.jpg" alt="" /></p><p>بزنید ادامه مطلب دم در بده 😁😁</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/17/comment</comments>
		<dc:creator>اسکآرلت</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://biaupload.com/do.php?imgf=org-c214f11061721.jpg" />
		<category>📚 داستان و رمان 📚</category>
		<category>عشق بی انتها❤️</category>
	</item>
	<item>
		<title>سلام اومدم با معرفی اولین رمانم</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/16</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/16</guid>
		<pubDate>Tue, 21 Nov 2023 20:31:16 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[بزنید ادامه مطلب]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://biaupload.com/do.php?imgf=org-c214f11061721.jpg" alt="" /></p><p>بزنید ادامه مطلب</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/16/comment</comments>
		<dc:creator>اسکآرلت</dc:creator>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://biaupload.com/do.php?imgf=org-c214f11061721.jpg" />
	</item>
	<item>
		<title>سلام من نویسنده جدیدم اومدم با معرفی خودم</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/15</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/15</guid>
		<pubDate>Sat, 18 Nov 2023 20:32:52 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ سلام سلام
اسمت:هستی🌿🌿
جای مورد علاقه: کتابخانه،خونه و یه عالمه جای دیگه
بلینکی،آرمی،استی،میراکولر:بلینکی و میراکولر هر دو تا از کلاس پنجم
کلاس چندمی:کلاس هفتم
تبلت یا گوشی یا لبتاب: گوشی و لبتاب
غذا ی مورد علاقه:مرغ و فست فود
درس رو دوست داری؟خیلی
درست خوبه؟عالی
فیلم مورد علاقه:انیمه و لیدی باگ و ف...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://biaupload.com/do.php?imgf=org-bdb879cab4651.jpg" alt="" /></p><h3> </h3><p>سلام سلام</p><p>اسمت:هستی🌿🌿</p><p>جای مورد علاقه: کتابخانه،خونه و یه عالمه جای دیگه</p><p>بلینکی،آرمی،استی،میراکولر:بلینکی و میراکولر هر دو تا از کلاس پنجم</p><p>کلاس چندمی:کلاس هفتم</p><p>تبلت یا گوشی یا لبتاب: گوشی و لبتاب</p><p>غذا ی مورد علاقه:مرغ و فست فود</p><p>درس رو دوست داری؟خیلی</p><p>درست خوبه؟عالی</p><p>فیلم مورد علاقه:انیمه و لیدی باگ و فرفره های انفجاری</p><p>چه هنری داری؟تند خوانی</p><p>رنگ مورد علاقت چیه؟مشکی و آبی</p><p>خداحافظظظظظ</p><p>امیدوارم خوشتون اومده باشه</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/15/comment</comments>
		<dc:creator>اسکآرلت</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://biaupload.com/do.php?imgf=org-bdb879cab4651.jpg" />
	</item>
	<item>
		<title>روز و شب عاشقی (قسمت منحرفی پارت ۴)</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/13</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/13</guid>
		<pubDate>Sat, 04 Nov 2023 09:44:43 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[های 
برای رمز بیاید گفتمانم
برید ادامه ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://biaupload.com/do.php?imgf=org-b42d6a38fd2c1.jpg" alt="" /></p><p>های </p><p>برای رمز بیاید گفتمانم</p><p>برید ادامه </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/13/comment</comments>
		<dc:creator>Adrina♡</dc:creator>
		<slash:comments>41</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://biaupload.com/do.php?imgf=org-b42d6a38fd2c1.jpg" />
		<category>📚 داستان و رمان 📚</category>
	</item>
	<item>
		<title>کاور برای نویسنده ها ❤️</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/12</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/12</guid>
		<pubDate>Fri, 27 Oct 2023 21:26:30 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[توب ادامه مطلب کاور های هرموضوع رو براتون گذاشتم ، می تونین تو این وب استفاده کنید 
نکته : این کاور ها فقط برای این وب هستش و فقط نویسندگان این وبلاگ می تونن تو این وب ازش استفاده کنن 
بفرمایید ادامه ❤️]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>توب ادامه مطلب کاور های هرموضوع رو براتون گذاشتم ، می تونین تو این وب استفاده کنید </p><p>نکته : این کاور ها فقط برای این وب هستش و فقط نویسندگان این وبلاگ می تونن تو این وب ازش استفاده کنن </p><p>بفرمایید ادامه ❤️</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/12/comment</comments>
		<dc:creator>Adrina♡</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>عکس هالووینی میراکلس</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/11</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/11</guid>
		<pubDate>Fri, 27 Oct 2023 11:09:20 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[های گایز ❤️
برید ادامه ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://biaupload.com/do.php?imgf=org-5be3795cbf2a2.jpg" alt="" /></p><p>های گایز ❤️</p><p>برید ادامه </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/11/comment</comments>
		<dc:creator>Adrina♡</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://biaupload.com/do.php?imgf=org-5be3795cbf2a2.jpg" />
		<category>عکس و تصویر 📷</category>
		<category>هالووین 🎃</category>
	</item>
	<item>
		<title>سفارش کاور ✨️</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/10</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/10</guid>
		<pubDate>Fri, 27 Oct 2023 10:36:22 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[هاییی👋🏻😊
سفارش کاور میگیرم کیوتای من 🤗
چند تا نمونه کار هم براتون اوردم 🙃
قیمت هم گفتم 😆
بفرمایید ادامه 👇🏻💗]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://biaupload.com/do.php?imgf=org-6d0b527e9bad1.jpg" alt="" /></p><p>هاییی👋🏻😊</p><p>سفارش کاور میگیرم کیوتای من 🤗</p><p>چند تا نمونه کار هم براتون اوردم 🙃</p><p>قیمت هم گفتم 😆</p><p>بفرمایید ادامه 👇🏻💗</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/10/comment</comments>
		<dc:creator>Adrina♡</dc:creator>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://biaupload.com/do.php?imgf=org-6d0b527e9bad1.jpg" />
		<category>خبر ❗️</category>
		<category>سفارش 💗</category>
	</item>
	<item>
		<title>پست ثابت ❤️</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/8</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/8</guid>
		<pubDate>Thu, 26 Oct 2023 19:38:25 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[            ✨️ به وب میراکلس خوش اومدید✨️ 
        💗اینجا کلی پست راجب میراکلس داریم💗
 
دکمه های وب : 
 
لوگوی وب : 
 
امضای مدیر : 
 
 
 
حالا برید و یه چرخی تو وب بزنید 😇]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://imgurl.ir/uploads/i17996_IMG_20231025_215036_266.jpg" alt="" /></p><p>            ✨️ به وب میراکلس خوش اومدید✨️ </p><p>        💗اینجا کلی پست راجب میراکلس داریم💗</p><p> </p><p>دکمه های وب : </p><p> </p><p>لوگوی وب : </p><p> </p><p>امضای مدیر : </p><p> </p><p> </p><p> </p><p>حالا برید و یه چرخی تو وب بزنید 😇</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/8/comment</comments>
		<dc:creator>Adrina♡</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://imgurl.ir/uploads/i17996_IMG_20231025_215036_266.jpg" type="image/jpeg" />
		<enclosure url="https://imgurl.ir/uploads/i17996_IMG_20231025_215036_266.jpg" length="0" type="image/jpeg" />
	</item>
	<item>
		<title>معرفی کتاب + فیلم 🎬📚</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/6</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/6</guid>
		<pubDate>Sun, 15 Oct 2023 21:24:28 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[های گایز 👋🏻🐇
من خودم طرفدار این فیلم ها و کتاب ها هستم و امیدوارم شما هم دوست داشته باشید🌺
بفرمایید ادامه مطلب 👇🏻❤️]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>های گایز 👋🏻🐇</p><p>من خودم طرفدار این فیلم ها و کتاب ها هستم و امیدوارم شما هم دوست داشته باشید🌺</p><p>بفرمایید ادامه مطلب 👇🏻❤️</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/6/comment</comments>
		<dc:creator>Adrina♡</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>معرفی فیلم 🎬</category>
		<category>معرفی کتاب 📚</category>
	</item>
	<item>
		<title>معرفی خودم ( مدیر ) 🩷</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/3</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/3</guid>
		<pubDate>Mon, 09 Oct 2023 20:31:26 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[هاییییییی 👋🏻🌷
بریم برای معرفی خودم 😁]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://biaupload.com/do.php?imgf=org-bdb879cab4651.jpg" alt="" /></p><p>هاییییییی 👋🏻🌷</p><p>بریم برای معرفی خودم 😁</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/3/comment</comments>
		<dc:creator>Adrina♡</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://biaupload.com/do.php?imgf=org-bdb879cab4651.jpg" />
	</item>
	<item>
		<title>قوانین نویسندگان 📚</title>
		<link>https://merinet2392.blogix.ir/post/2</link>
		<guid isPermaLink="true">https://merinet2392.blogix.ir/post/2</guid>
		<pubDate>Mon, 09 Oct 2023 20:09:40 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ 
۱-تا ۲ هفته می تونید پست نزارید ولی اگه از ۲ هفته بگذره موقت میشه پستتون 
۲-پست منحرفی ، بی ادبی ، بی محتوا ، سنجاق و موقت نزارید وگرنه موقت میشه پستتون 
۳-به کسی تو کامنت ها توهین نکنید و وحش ندید وگرنه حذف میشید
۴-اگر مرخصی می خواستید به من بگید
۵-اگر پستتون موقت شد بدون گفتن به من از موقت برش ن...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://imgurl.ir/uploads/y48778_nody---1633238121.jpeg" alt="" /></p><p> </p><p>۱-تا ۲ هفته می تونید پست نزارید ولی اگه از ۲ هفته بگذره موقت میشه پستتون </p><p>۲-پست منحرفی ، بی ادبی ، بی محتوا ، سنجاق و موقت نزارید وگرنه موقت میشه پستتون </p><p>۳-به کسی تو کامنت ها توهین نکنید و وحش ندید وگرنه حذف میشید</p><p>۴-اگر مرخصی می خواستید به من بگید</p><p>۵-اگر پستتون موقت شد بدون گفتن به من از موقت برش ندارید </p><p>۶-اگر حساب دارید درخواست بدید و اگر حساب ندارید بیاید گفتمان من تا بهتون بگم چیکار کنید ، تو درخواست اسم و سنتون رو بگید وگرنه درخواستتون رد میشه</p><p>۷-بهتره برای پستاتون کاور بزارید ( مستطیلی و بزرگ باشه )</p><p>قوانین گذاشتن پست و رمان 👇🏻</p><p> </p><p>۱-رمان منحرفی ، ترسناک و اکشن نزارید</p><p>۲-پستتون می تونه میراکلسی یا غیر میراکلسی باشه</p><p>۳-پست بی محتوا نزارید </p><p>۴-حتما برای رمان کاور بزارید </p><p>۵- از وبلاگ های دیگه کپی نکنید و داستان یا پست رو خودتون بنویسید </p><p>۶-در عنوان رمان بگید فصل چند ، پارت چند </p><p>۷-وقتی نویسنده شدید پست معرفی خودتون رو بزارید</p><p>۸-اگر خواستین از وب برید باید پست خداحافظی هم بزارید</p><p>۹-پست الکی فقط برای اینکه حذف نشید نزارید </p><p>۲۰-برای رمان کاور حتمی هستش و رمانتون رو تو ادامه مطلب بزارید </p><p> </p><p>ممنون از نگاه قشنگتون :)</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://merinet2392.blogix.ir/post/2/comment</comments>
		<dc:creator>Adrina♡</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://imgurl.ir/uploads/y48778_nody---1633238121.jpeg" type="image/jpeg" />
		<enclosure url="https://imgurl.ir/uploads/y48778_nody---1633238121.jpeg" length="0" type="image/jpeg" />
		<category>قوانین نویسندگان</category>
	</item>
</channel>
</rss>